تبليغاتX
قلبهای اندوهگین This is the the body Untitled Page Pablo Software Solutions

با خاطراتت زنده هستم


Design : LearningBet

عشق يعني آخرين حد جنون

+ (آخرین تلاش) +


+ (آخرین تلاش) +





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نویسنده: امین


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

 

به نام انکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد

برروی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات

با شوق شرکت میکنم یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت

هر چند اندک باشد ان را با تو قسمت میکنم .

کاش می شد عشق را ابراز کرد یا عشق را با سحر آغاز کرد

لحظه به لحظه ، دم به دم، ساعت به ساعت خواهمت

گر خوشم یا ناخوشم در هر دو حالت خواهمت 


نویسنده: امین: 86/04/31مورخ در ساعت: 10:1
      |+|

سلام عزیزای دلم  امیدوارم حال همگی خوب باشه

خوشگلای من دوباره برگشتم این سیستم نمیزاره من شما رو

ببینم باید بندازمش دور ممنون از شما که به من سر زدین دلم

واسه همتون تنگ شده بود خوشحالم که دوستایی مثل شما

دارم بدون شما من هیچم و فقط یک مرده متحرکم امیدوارم

که هیچ مشکلی براتون پیش نیاد

همتون رو از ته قلبم دوست دارم و نفری یک بوس میکنمتون

مراقب خودتون باشین

    دوستدار شما امین


نویسنده: امین: 86/04/24مورخ در ساعت: 16:19
      |+|

تولد عشق

       سلام بچه ها همه خوبین ؟                امین ۱۹/۴/۶۶ 

     از ملیکای عزیزم تشکر میکنم که این همه برام زحمت کشید

     امیدوارم  بتونم زحمتهایش رو جبران کنم هر چند زحمتهای شما 

   غیر قابل جبران هست به وبلاگی که ملیکا  برام ساخته برید و نظر

  یادتون  نره به قول یکی از دوستانم قدر ۱۹ سالگیت رو بدون که دیگه

  بر نمیگرده  و نهایت استفاده رو تو همین یک روز ازش بکن خیلی گل

 هستین همتون رو دوست دارم ببخشید که تولدم یک روز جلوتر

افتاد ملیکا سورپرایزم کرد

            کادو چی شد          اینم وبلاگ تولدم http://www.000tavalod000.blogfa.com/


نویسنده: امین: 86/04/18مورخ در ساعت: 7:39

سلام به همگی.خوبین بچه ها؟امیدوارم حالتون خوب باشه.. .من امروز خییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم آخه می دونین چیه؟تولد امین نزدیکه.اااااااا راستی یادم رفت بگم من امین نیستممن ملیکا ام.اومدم تو بلاگش بنویسم که یه جورایی به قول معروف سورپریزش کنم.. .البته خود امین نمیدونه

خوب الان میگم.... آقا امین تولدت مبارک

راستی.مسلما شما هم می خواین بهش تبریک بگینهمتون به تولد دعوتینهر کی می خواد بیاد تولد بیاد به این آدرس(در ضمن کادو یادتون نره)تولد عشق (توپیوند ها هست)

فقط زودتر تشریف بیاریناااااااااااااااااااااا... .همتونم اونجا تولدش رو تبریک بگین

من این بلاگ رو براش ساختم.. .امیدوارم خوشش بیاد

میبینمتون... .بابای


نویسنده: امین: 86/04/18مورخ در ساعت: 0:6
      |+|

خدا به من گوش میدی ؟       

دلم خیلی گرفت حتما می پرسی چرا ؟

از موقعی که دوباره برگشت.

 چرا دوباره برگردوندیش اگه اونروز گوشی رو بر نمی داشتم اینطوری نمی شد

وای می دونی چه حالی داشتم صداش رو که شنیدم بی اختیار به روی زمین

افتادم مامانم جیغ کشید داشتم اشک می ریختم گفت چی شده هیچی نمی گفتم

قربون مامانم بشم که اینقدر به فکر من هست می دونی چی گفت :

گفت می خوام مثل قدیمها با هم باشیم ولی باز هم با همون پسر دیدمش

نه شاید می خواهد انتقام بگیره ولی چرا اون ، اون که باید انتقام بگیره منم نه اون،

ای خدا مگه چه گناهی کردم که اینطوری باید مجازات بشم اگه می خوای امتحانم

کنی خودم اعتراف میکنم که دیگه طاقت ندارم کم آوردم .

چرا نمی خوای من یک مطلب شاد بنویسم عزیزانم تو رو خدا من را ببخشید که

غم هایم را برایتان می نویسم اخه جز غم چیزی تو زندگیم نیست که بنویسم

و یک مطلب مهم یادم اومد که ملیکا عزیزم دستش ضرب دیده امیدوارم که زودتر

خوب بشه و به جمع ما بپیونده .    از همه شما ممنونم دوستتون دارم


نویسنده: امین: 86/04/14مورخ در ساعت: 21:6
      |+|

                        قسم به های های گریه هامون

قسم به لرزیدنهای دلامون

 نرو ... نرو ... نرو...

قسم به هر چی عشق خوب و پاک

به عاشقی که مست و سینه چاک

به عابدی که پیشونیش رو خاک

 نرو ... نرو ... نرو...

قسم به اون پرستو

که بالش و شکستن

به آهوی اسیری

که دست و پاش و بستن

به اون کبوتران که

دوره حرم نشستن

 نرو ... نرو ... نرو ...

دیگه

 نرو ... نرو ... نرو ...


نویسنده: امین: 86/04/06مورخ در ساعت: 11:5
      |+|

به یاد مهستی

روحش شاد (اخلاص)

عزیزانم سلام نمی دونم واقعا از کجا بگم خبر تاسف باری که به من

رسید تنم رو لرزوند وقتی که خبر فوت مهستی به گوشم رسید اهی

از دلم کنده شد شاید باور نکنین که از جیغ مادرم به داخل خانه آمدم

و دیدم که نوشته شده مهستی خداحافظ وای چه لحظه تلخی بود

جا داره همینجا به سحر عزیز و دخترهای گلش و تمام هنرمندان این

فاجعه هنری را تسلیت عرض کنم باور کنین که با صدای مهستی

عاشق شدم اری مهستی هم به هایده پیوست       روحش شاد

نامت و خوندم خوبه من         

  اشکی چکوندم خوبه من

یه لحظه بردم خودم و          

   جای تو نشوندم خوبه من

نوشته بودی بعدته              

   غصه خوری عادته

عشق به دادت برسه          

   یه قلب عاشق بسته

نوشته بودی زندگی چنگی به دل نمیزنه

تو آسمون زندگی پرنده پر نمیزنه

نوشته بودی تنهایی رفیق ماه و سالته

نوشته بودی روز و شب غم از تو دل نمیکنه

چرا گله داری از همه       

   چرا  توی شهر عاشقان فاصله داری از همه

چرا در و بستی رو خودت

چرا که شکستی تو خودت                   خداحافظ مهستی


نویسنده: امین: 86/04/05مورخ در ساعت: 15:40
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & بهترین قالبها & داریوش قالبساز